تبليغاتX
crazy
با من ماندن خطر کردن است.کار تو درست بود.....!
 

 

 

                                                       به نام تو

به : خداوند عالمیان پروردگار بزرگ و  مهربان

از : جمعی از بندگان سراپا تقصیر

سلامٌ علیک

احتراماْ با عنایت به نزدیکی سال نو و مشکلات عدیده پیش آمده در سالهای قبل

 خواهشمند است ترتیبی اتخاذ فرمایید تا در سال پیش رو به هیچ انسانی ظلم نشود

. گل لبخند ارزان شود . پریشانی و غصه و بیماری از سطح شهر جمع آوری و هیچ

حقی پایمال نگردد و حقوق معوقه مظلومین مشمول مرور زمان نشود.همچنین

شادی و خوشی به قیمت یارانه ای (بدون لحاظ کردن قانون جدید) بین همه انسانها

 به طور مساوی توزیع گردد. متمنی است اوامر عالی را در خصوص موارد ذکر شده

فوق امر به ابلاغ فرمایند.

                                                                                   با تشکر و امتنان

 

                      

         

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 12:53 PM  توسط crazy  | 

 

 

ای کاش

این بهاری که همه می گویند

بی خبر می آمد

تا زشوقش همه گل می دادیم...

 

                          سال نو همگی مبارک

 

“… عاقبت روزی

خسته از زوال لحظه ها

اين بهشت رنگارنگ پرآوازه را خواهم فروخت

به عمری با تو زيستن…”

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 7:56 PM  توسط crazy  | 

 

 

 

امان از این مشترک مورد نظر .

هر وقت که می خوای پیداش کنی یا خاموشه یا در دسترس نیست.

یکی از دوستام می گفت این همه مشترک . همه روشن همه در دسترس. تو گیر دادی به همین یکی . آخه چرا همین یکی فقط مورد نظره ..

 

منم نگاش میکنم . لبخند میزنم و با نگاهم بهش میگم آخه تو از خیلی چیزا خبر نداری.  

مشترک مورد نظر عزیزم. همیشه منتظر می مونم تا بیای در دسترس

چشم انتظارم که  روشن بشی .

بدون تا همیشه فقط تو مورد نظری

تو هم من و بیشتر از این منتظر نذار عزیزم

 

منتظرتم

بوق – بوق – بوق - بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووق

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 6:39 PM  توسط crazy  | 

هفته پیش یکی از د.وستان عزیزم از سفر خونه خدا برگشت

هم براش خوشحالم هم یه حورایی حسودیم میشه

کاش پیش بیاد ما هم بتونیم بریم و قصر باشکوه خداوند رو از نزدیک ببینیم

و از نزدیک با خود خود خودش درد دل کنیم 

خوش اومدی عزیز زیارت قبول

 

                     

  

محبوب من من و به غلامی ببر

یه پول سیا بفروشم و دوباره مفتی بخر

ارزونترین جنس حراجی میشم

دور تو می گردم و حاجی میشم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 11:27 AM  توسط crazy  | 

 

 

قراراست ما رستگار شویم . این بار دیگه با همیشه فرق داره . یه طرح در آوردیم که توپ تکونش نمی ده نمی دونم چرا تا حالا به فکرمون نرسیده بود. این همه سال خواب بودیم . چقدر فکر کردیم چقدر سمینار برگزار کردیم با n تا اندیشمند مشورت کردیم تا به اینجا رسیدیم .

 آی دختر های بی دین و ایمون دیگه نمی تونین مقاومت کنین دوران خوشی تون به سر رسید . چون ما خیلی زور داریم توی کوچه و خیابون جلوتون رو میگیریم و با مشت و چوب و چماق ارشادتون میکنیم به چه قشنگی . قراره با این طرح همه آدم بشن بعد هر جمعه در صفوف به هم فشرده در نماز جمعه شرکت  کنن و شعار " ما خام بودیم نفهمیدیم " سر بدن . بعد هم برای سلامتی ما دعا کنن و همه دارو ندارشون رو نذر موفقیت طرح کنن. ما افتخار میکنیم به این همه دانش و آگاهی و آی کیو .و به اینکه زورمان به شما میرسه . دیگه نباید نگران هیچی باشید چون قراره با این کار همه مشکلات جامعه حل بشه یه خورده هم که بگذره این طرح رو صادر میکنیم تا مشکلات همه بشریت حل بشه . بعد با افتخار سرمون رو بلند میکنیم و به خودمون میبالیم اصلا هم خجالت نمی کشیم . ما خیلی رو داریم . اون حسودان کور دل هم که میگن این طرح چقدر شبیه طرح کشف حجاب رضا خان گور به گور شده س الهی جز جیگر بزنن که نمی تونن  خلاقیت ما رو ببینن اصلا اون یارو هم از رو دست ما نگاه کرده بوده لابد . ما خیلی خوشحالیم و مطمئنیم که آیندگان به این برگ زرین تاریخ خود افتخار خواهند کرد....

                

________________________________________________

به خدا من وکیل مدافع بی حجابی و بد حجابی نیستم  حرف من (احتمالا مثل خیلی از شماها) اینه که این راهش نیست . به جای خشکاندن ریشه اگه ساقه ها رو قطع کنیم دو باره و چند برابر سبز خواهند شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 1:44 AM  توسط crazy  | 

 

 

بهار بهار......

پرنده بود یا گل گفت

خواب بودیم و کسی صدایی نشنفت!

مبارک همه باشه

یه سال دیگه هم گذشت

یه سال بزرگتر شدین.................

همیشه بهاری باشید

قدر این همه نعمت رو بدونین

و فراموشکار نباشین

 

ای کاش

این بهاری که همه می گویند

بی خبر می آمد

تا زشوقش همه گل می دادیم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 7:16 PM  توسط crazy  | 

 

 

با "آب " آغاز کردیم که سرچشمه همه چیز است بعد رفتیم سراغ "بابا" که"نان آ"ور است .

آن" مرد" را دیدیم که در " باران" با اسب آمد .بعد "او"را دیدیم .به او" توت " دادیم و با "او دو.ست " شدیم .

چقدر با "امین و اکرم " درس خواندیم به "دبستان" رفتیم" چای" خوردیم"آش کشک" درست کردیم .

کیف و کتابشان را جمع کردیم و با هم به" مسافرت "رفتیم .به دیدن پدر بزرگ رفتیم و "سگ    و گوسفندانش"  را دیدیم به باغ عمو حسین رفتیم و از بین شاخه های  تیغ دار" انار" چیدیم .    به "جوجه" جواد آب و دانه دادیم به کمک جلال رفتیم تا برای پرنده ها" لانه" درست کنیم به دیدن شبهای مهتابی نشستیم دست و صورت خودرا با آب و" صابون" شستیم و و با "حوله" خشک کردیم ،مسواک زدیم تا دندان و لثه هایمان سالم بمانند .به گل "ژاله" فراموشکار آب   دادیم تا پژمرده نشود ،سرزده به مهمانی" کوکب خانم" رفتیم و دلی اتز عزا در آوردیم .دعا کردیم "حسنک" زودتر بیاید تا گا و گوسفند و مرغ و. خروسش بیش از این گرسنه نمانند با "کبری" حیاتی ترین تصمیم زندگی مان را گرفتیم" پترس" را تحسین کردیم و" ریز علی"را    که از او هم پترس تر بود دوست د اشتیم رفتیم در" جنگلهای گیلان" نرم و نازک چست و   چابک درس زندگی آموختیم بازی کردیم ،خندیدیم شعر خواندیم ،عشق ورزیدیم....

 

 اینها تمام خاطرات مشترک میلیونها نفر است ،خاطراتی که بین این همه فرمول و نظریه و معادله هنوز درگوشه ذهنمان باقی مانده اند

 

یاد اون روزها بخیر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 7:10 PM  توسط crazy  | 

 

 به یاد بود روزی که زمین لرزید

 

فکر می کنید چند ثانیه کافی است

شاید 10ثانیه شاید هم کمتر به هر حال بین اون همه سرو صدا جیغ و التهاب

 هیچ کس وقتی برای نگاه کردن به ساعتش را نداشت

 هر چه بود همین زمان اندک کافی بود برای  مرگ ارگ

به شهر که میرسم با تلی از خاک و اهن و خشتهای  پاره و سقفهای فروریخته

 روبرو میشویم در و دیوار اینجا بوی مرگ می دهداما..

 

مرگ پایان کبوتر نیست مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است  

 

                    

 

        

 

 

 

در فلق بود که پرسید سوار، آسمان.....

 

آسمان مکث کرده بود اما زمین نه .حتی مجالی نداده بود که پرستوها جوجه هایشان را بردارند.رهگذران فرصتی برای فکر کردن به شاخه های نور نداشتند همه انگشتها به سمت نخلهای بی باغبان نشانه رفته بود

 

نرسیده به درخت کوچه باغیست....

 

کوچه باغی نمانده بود که از خواب خدا سبزتر باشد یا نباشد...و عشق بود اما مشکلی را حل نمی کرد عشق هم وامانده بود

 

میروی تا ته آن کوچه که ازپشت بلوغ ......

 

راستی انتهای این کوچه دقیقا کجای این آوار است و چرا همه جایش از روبروی مصیبت سر بر آورده است

 

پس به سمت گل تنهایی میپیچی....

 

گل تنها اما تا دلت بخواهد هست به سمت کدامشان باید رفت

 

در صمیمیتت سیال فضا خش خشی..........

 

نه اینجا فقط هق هق است و ضجه های مادران بی فرزند 

کودکان یتیم و عروسکهای یی همبازی

 

کودکی میبینی رفته از ....

 

کودک از نخل بلند بالا رفته بود اما نمی دانم با درخت به خاک افتاد

 یا با جوجه های نورش به آسمان رفت

اینجا دیگر هیچ نشانی ندارد چه فایده دارد این سوال بی پاسخ

هیچ کس نمی داند

 

خانه دوست کجاست

 

برای تسکین این درد باید تا آخر عمر سکوت کنیم

 و چه ناشکریم اگر در میان این همه مصیبت نبینیم عظمت پروردگار حکیم را

 

 

 

و بدانیم اگر مرگ نبود

دست ما در پی چیزی می گشت....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 دی1385ساعت 10:17 PM  توسط crazy  | 

 

 

شب يلدا

 

 

      

 

 

 جشن شب یلدا از7000 سال پیش تا کنون در ميان ایرانيان برگزار میشود. 7000 سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمتسان بلندترین شب سال است.

 جشن شب یلدا، همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دور هم برگزار میشود.

ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بزرگ‌تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

 

 ایرانیان این شب را بیدار مینشینند تا بیرون امدن خورشید را نظاره گر باشند. از این پس است که دوران کمبود نور و روشنایی پایان یافته و دوران فزونی خورشید و نور و روشناییست. در این میان ایرنیان با روشن کردن آتش و چراغ به یاری خورشید می آیند و تا صبح بیدار میمانند.

این جشن در ماه پارسی « دی » قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.

نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی

 یکی دیگر از دلائل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزد مهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانیها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمیگردد، که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذرای شده.

 در"مهریشت" اوستا آمده است:" مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی مینگرد تا دروغی نگوید"

یلدادر آیین مسیحیت

 مهرپرستی و میترایسسم به اروپا نیز کشیده شد و در آنجا ژولیان یکی از پادشاهان رومی به این دین گروید. در رم، بریتانیا (در پی هجوم روم به سال ۴۳ م.)، و کناره‌های رود راین، دانوب و فرات، کنیسه‌ها و معابد متعددی برای میترا بر پا داشتند آنها سالها جشن زادروز مهر و شب چله را جشن میگرفتند  و آن را آغاز سال میدانستند، حتی پس از گسترش دین مسیح، نتوانستند جلوی این جشن به یادگار مانده از ایرانیان را بگیرند و آن را شب زادروز مسیح نامیدند. اگر در آیین مراسم کریسمس اروپایی ها بنگریم میتوان به نشانه های ایرانی آن پی ببریم. ایرانیان در شب چله درخت سروی را با دو رشته نوار نقره ای و زرین می آراستند.

 همچنین باور ایرانیان در زمان مهرپرستی این بود که، که مهر از بانوی باکره ای به نام آناهیتا در درون غاری زاده شده که بعدها مسیحیان عیسی را جایگزین مهر و مریم را جایگزین آناهیتا کردند.

یکی دیگر از نشانه های تقلید و وام گرفتن مسیحیان از ایرانیان روز مقدس مسیحی یعنی یکشنبه است.

 

 آيين های جشن شب يلدا

 

 یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند.

در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگويی خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. همچنین در این شب حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می‌کنند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آيند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپيده برسانند.

 در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و شيوه ی آن نباشد. در جاهای گوناگون ایران، گونه های تنقلات و خوراکی ها به تبع  شيوه  زندگی مردم منطقه بهره برده می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا شمار زيادی زیادی به اين باورند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.

این عید باشکوه آریایی بر همه ایرانیان فرخنده باد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 6:30 PM  توسط crazy  | 

سلام دوستان

چند وقت پیش مطلبی در مجله همشهری جوان در مورد جوک خوندم که بد ندیدم قسمتی از اون رو براتون اینجا بنویسم (البته با تصرف و تلخیص)

امیدوارم اونا که نخوندن مورد استفاده شون قرار بگیره و اونا که خوندن فحش ندن!!

جوک تعریف کردن مثل تئاتر میمونه در هر دو کیفیت اجرا مهمه  همونطور که اجرای بد یک نمایشنامه عالی از شکسپیر میتواند متن را نابود کند تعریف کردن آبکی یک جوک فوق با مزه هم میتواند آن را به باد فنا بدهد در مورد نحوه تعریف کردن جوک آیزاک آسیموف در کتاب گنجینه شوخی مطالبی نوشته که چند تا از نکته های کلیدی اون رو اینجا می نویسیم:

1- باور کنید جوکتان بامزه س:

 

وقتی شما به عنوان متولی تعریف جوک بامزگی آن را قبول نداشته باشید چطور از مخاطب توقع دارید به آن بخندد توصیه میکنیم اساسا یا چنین جوکی را تعریف نکنید یا به دستور 11 مراجعه کنید

2-شعور و سلیقه مخاطب را در نظر بگیرید:اهمیت این مساله در هنگام انتخاب جوک هویدا می شود چرا که بعضی جوکها برای هر جمعی با مزه نیست.قطعا بین جوکی که برای همسرتان تعریف میکنید با  جوکی که برای همکلاسی تان میگویید تفاوت وجود دارد.سلیقه خصوصی و عمومی مخاطب را حدس بزنیدو بر اساس آن جوک را انتخاب کنید

3-مطمئن شوید که جوکتان برای جمع تکراری نیست: هیچ چیز بدتر از تعریف کردن جوک تکراری برای جمع نیست .قبل از تعریف جوک حتما جمله معروف «قضیه اون یارو رو شنیدین که ...»را بگویید و بعد از گرفتن جواب منفی از جمع جوک را تعریف کنید

4- موقعیت سنجی کنید : زمانهایی مثل بعد از امتحان مرد افکن پایان ترم یا خراب شدن پنالتی تیم مورد علاقه یا جریمه شدن توسط افسر راهنمایی یا سر سفره شام اصلا برای جوک تعریف کردن مناسب نیست سنگین باشید و شان خودر ا حفظ کنید

5-جوک را یک بار در ذهنتان مرور کنید :یکی از مسائلی که ممکن است گریبان فرد را بگیرد فراموشی هنگام تعریف کردن جوک است.پس حتما قبل از تعریف جوک را (مخصوصا اگر طولانی است)در ذهنتان مرور کنید و اگر قسمتی را فراموش کردید اصلا آن را تعریف نکنید

6- ایجاز را حتما رعایت کنید:هر چه جوک کوتاه تر خنده بعد از آن بیشتر بیخود جوک را طولانی نکنید و لذت شنیدنی را از بین نبرید

تذکر:کوتاهی جوک نباید به سلامت بیان شما لطمه بزند مخصوصا یکی دو جمله آخر که در حکم شلیک نهایی را دارد باید به طور صحیح ادا شوند

7-به جزئیات اهمیت بدهید : تصویر سازی در جوک خیلی مهم است به (خصوص جوکهای طولانی) سعی کنید روی بعضی جزئیات که میتواند به زیبایی جوک کمک کند دقیق شوید و شخصیتهای جوک را خلق کنید

تذکر:جمع این دستور و دستور شماره 6 واقعا سخته!!

8- به هیچ عنوان نخندید:

یک رهنمود بودایی میگوید«از دو چز بپرهیز:سم دادن به جوجه اردک شش روزه و خندیدن موقع تعریف کردن جوک»مهلک بودن این کار را برای جوک میشود از همین جمله فهمید در عین داشتن چهره ای متبسم و بشاش اصلا نخندید تا نگویند:جوکش لوسه فکر میکنه با این کارا خنده مون می گیره

9-لهجه ها فراموش نشود :اگر لازم است در جوکتان با لحن و لهجه خاصی صحبت کنید حتما این کار را بکنید اما اگر دیدید از پس آن بر نمی آیید ضمن عذر خواهی جوک را بدون لهجه تعریف کنید

10- پیوستگی را موقع تعریف حفظ کنید :وقفه های گاه و بیگاه وسط تعریف کردن جوک آن را نابود میکنید بیخودی با کارهایی مثل آجیل خوردن یا پوست گرفتن میوه وقت خود را تلف نکنید

۱۱- به موقع لایی بکشید :لایی کشیدن عبارتست از تعریف کردن جوکهای کمتر بامزه یا بی مزه وسط جوکهای بامزه.وقتی حس کردید جمع تحت تاثیر جوکهای شما قرار گرفته و حسابی به خنده افتاده     می شود این جوکها را هم تعریف کرد و خنده بیشتری ازشان گرفت.این جوکها را برای لحظه های طلایی نگه دارید

12- اصل غافلگیری را فراموش نکنید:این یک توصیه مهم و البته مهمترین آنهاست هر عمل یا واکنشی که فکر میکنید غافلگیری مخاطبتان را افزونتر میکند از یاد  نبرید.هانری کارتیه برسون میگوید«عکسی را که نمی توانید با رعایت اصول عکاسی بگیری اصلا نگیرید هر چقدر هم سوژه اش خوب باشد»این حرف در مورد تعرف جوک هم صادق است اگر نمی توانید با جوکتان ملت را غافلگیر کنید بهتر است تعریف کردنش را برای اهل فن بگذارید.

 

           

 

همچنین این مقاله تعدادی طبقه بندی برای جوک آورده که به نام بردن آنها اکتفا میکنیم

1-جوکهای مشاغل خاص    2-جوکهای قومی3- جوکهای بازی با کلمات 4-جوکهای جمله بسازید 5- جوکهای فلسفی 6- جوکهای داستان معروف (مثل شنگول و منگول یا حسین فهمیده یا...)۷- جوکهای آنتی فیمینیستی ۸ - جوکهای روز (جوکهایی که در زمان پخش سریال نرگس یا رفتن انوشه روحانی به فضا یا موقع جام جهانی و...ساخته میشد رو که یادتون هست)۹-جوکهای سیاسی

و این هم یک نمونه جوک سیاسی برای حسن ختام

یه روز صدام میره از یه مرغداری بازدید کنه میپرسه" این مرغا روزی چند تا تخم میزارن "میگن" هر کدوم یکی"داغ میکنه خطاب به مرغا میگه " فردا میام هر کدوم که کمتر از سه تا تخم گذاشته باشه میکشمش" فردا میاد میبینه همه سه تا تخم گذاشتن جز یکی که دو تا تخم گذاشته با غضب میگه "چطور جرات کردی سه تا تخم نذاری؟"اونم میگه«یا سیدی !من خروسم»!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آذر1385ساعت 10:58 PM  توسط crazy  |